تبليغاتX
..."اينجا:رياضي    سه    دو    يك               سلام و خوش آمديد "...
مباحث متنوع رياضي و . . .

معمولا دانش آموزاني كه وضعيت درسي مناسبي ندارند، موجب واكنش هاي گوناگون معلمان مي

گردند.و معلم سعي مي كند، با لحاظ نكات متعدد برخورد مناسب را داشته باشد.و يكي از آن روش ها

دعوت از اولياي اين گروه از دانش آموزان است. و سرانجام: پي گيري هاي جدي اولياء و معلم و

مدرسه، موجب بهبود وضعيت درسي دانش آموزان مي گردد.

بنابراين "آنچه موجب ارتقاي درسي دانش آموز "بي علاقه يا كم استعداد" مي شود

 اهتمام ويژه به او از جانب خانواده، معلم و مدرسه مي باشد."

اما واقعا در مدارس عادي، براي دانش آموزاني كه با استعداد و علاقمند به درس هستند،

 و گاها با اختلاف محسوس، نسبت به هم كلاسي هاي خود، مطالب درس را به سهولت درك

مي كنند و بر حسب علاقه، حتي پيشاپيش دنبال مي كنند.

چه كرده ايم؟

"البته من در هر ترم، كتب تكميلي كه در مدرسه وجود داشت را به آنها به امانت سپردم، و براي اين

 گروه، در نوبت اول علاوه بر ارزشيابي عمومي، يك آزمون تكميلي نيز در سطح كتبي كه در

 اختيارشان داده بودم، برگزار كردم.  ولي مي دانم كه: نسبت به گروهي كه مستعد نبودند، براي اين

گروه از دوستانم وقت نگذاشتم! و توجهات من و مدرسه كافي نبوده است.

 مي بايست: بر خلاف رويه مرسوم، اولياء آنها را به مدرسه دعوت مي كردم.

هر چند، والدين اين دانش آموزان از استعداد و علاقه فرزند خود غافل نيستند. اما اغلب آنها فقط

مي دانند و افتخار مي كنند.

در حالي كه: بهترين وجهي كه، براي  آينده علمي و تحصيلي و حتي شغلي دانش آموز

 مي توان تصور كرد، از اهتمام جدي به علاقه و استعداد او قابل تصور است.و این مطلب را باید

به والدين توضيح داد و آنها را به تهيه كتابهای تكميلي، كه مناسب فرزند اوست تشويق كرد و چنانچه

امكان شركت در كلاس هاي پيشرفته باشد، آنها را هدايت كرد.

و متاسفانه، بي توجهي ما و اولياء دانش آموزان شايد از جمله عواملي باشد كه، يك دانش آموز مستعد

راه خويش را نشناسد و يا گم كند.

و به نظر مي رسد:

راه اندازي كلاس هاي تكميلي و پيشرفته در هر منطقه ي آموزش و پرورش

"مخصوص دانش آموزان مستعد و با علاقه که در مدارس عادی تحصیل می کنند" و

به هر دليل، امكان حضور در مدارس خاص را پیدا نکرده اند، مي تواند، راه كار مناسبي براي

پرورش استعدادها و نيل به عدالت در عرصه آموزش و پرورش باشد.

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 2:43 | لینک ثابت |

وقتي اطلاع رساني يك سويه باشد!

وفتي سايت هاي خبر رساني بسته باشد!

وقتي حتي شبكه پيام كوتاه كشور مسدود باشد!

براي اطلاع ؟؟؟

الف)قلم نيوز      ب)پارلمان نيوز       ج)نوانديش        د)کليك كنيد  

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ساعت 20:11 | لینک ثابت |

اين پست و پست قبلی را به قرار دادن تصاوير دانش آموزانم اختصاص دادم.

اميدوارم همه فرزندان كشور عزيزمان ايران با تلاش بيشتر و اراده قوي تر در همه عرصه ها

 از جمله فراگيري علم و دانش موفق باشند و

 موفقيت هاي بزرگ و بزرگتري را تجربه كنند.

(برای مشاهده تصایر با اندازه های بزرگتر روي گزينه هاي زير كليك كنيد)

سرگروههاي درسي
برترين هاي درس رياضي 
دانش آموزاني كه پيشرفت خوبي داشتند
و دو عكس ديگر

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 19:1 | لینک ثابت |

اين هم گزارشي كامل از سخنراني مهندس موسوي در جمع پرشور مردم بيرجند در جمعه پانزده خرداد اينجا (كليك كنيد)


نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 17:14 | لینک ثابت |

جدول زير را كامل كنيد.

1

1

1

1

4

3

2

1

 

6

3

1

 

 

 

1

در آزمون پاياني درس ریاضی، پایه اول راهنمايي كه چند روز قبل انجام شد، پرسش بالا را با هدف حل مسئله و يافتن يك الگوي واحد، براي گسترش جدول، آن چنان كه در سرگرمي صفخه 117 پايه سوم "قطعه زمین و چهار ساختمان و . . ."مورد استفاده و شناسایی قرار مي گيرد آورده بودم.

اغلب دانش آموزان، با الگو يابي در سطر يا ستون و یا با درک تقارن موجود در جدول، بيشتر جاهاي خالي را به درستي پاسخ داده بودند. اما تنها چند نفر بودند كه، در آخرين خانه جدول پاسخ صحيح "20" را نوشته بودند. و اغلب دانش آموزاني كه توقع داشتم همه جاهاي خالي را به درستي پاسخ دهند در آخرين خانه عدد 19 را گذاشته بودند!!

1

1

1

1

4

3

2

1

10

6

3

1

20

10

4

1

          ظاهرا، آنها با تفكيك سطر ها و ستون ها براي آخرين سطر يا ستون، الگوي ديگري را ارائه كرده بودند. ابتدا به عدد "۱" 3 واحد اضافه شده و بعد به عدد  "۴" 6 واحد اضافه شده بنابراين نوبت به مضرب بعدي عدد 3 مي رسد و درنتيجه 9 را به عدد "۱۰"  اضافه كردند و عدد 19 را در جايي كه مي بايست طبق الگوي مثلث "پاسكال –خيام" 20 مي نوشتند قرار داده بودند.اين درحالي است كه، كشف الگوي واحدي براي همه خانه هاي جدول، هدف این مسئله بود.و تنها چند نفر به همين روش رسيده بودند و اغلب دانش آموزان سطر ها و ستون ها را جداي از هم لحاظ كرده بودند.

 اكنون سئوال اين است.

 آيا پاسخ 19 را هم مي بايست درست محسوب مي كردم؟ يا خير؟

قبلا از راهنمايي مستدل شما متشكرم  

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 1:34 | لینک ثابت |

در مرحله اول  المپیاد ریاضی در سال تحصیلی ۸۸-۸۷ شهرستان بیرجند که اسفند ماه برگزار شد سعی شده بود ، سئوالات  حتی المقدور مفهومی و در عین حال ساده باشد. تا حتی برای دانش آموزان مدارس عادی که اغلب با مطالب و مسائلی بیش از مباحث کتاب مواجه نمی شوند ناامید کننده نباشد
و خوب است به نحوه اعلام نتایج نیز اشاره کنم که:علاوه بر معرفی نفرات ممتاز این آزمون در سطح شهرستان بیرجند، همانند سال های گذشته، دانش آموزان مناطق و مدارس مشابه ، با همدیگر مورد مقایسه قرار گرفتند "مدارس شبانه روزی دولتی،مدارس خاص،مدارس عادی شمال شهر،مدارس عادی جنوب شهر و مدارس روستا "و بر همین اساس جوایزی نیز برای برترین های هر گروه اختصاص داده شد.
 
سئوالات المپیاد ریاضی شهرستان  بیرجند اسفند ۸۷
پایه اول راهنمایی

پایه سوم راهنمایی

 
 
 
 
 
 
دانلود مبحث جذر

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 19:34 | لینک ثابت |

جملاتي ارزنده در مديريت زمان

هر فردی فرزند زمان خویش است "حضرت علی (ع)"

هر کاری انجام می دهید در واقع دارید وقتتان را می فروشید آن را ارزان نفروشید

هر وقت می بینید کاری خیلی خوب پیش می رود می توانید دو چیز را هم پیدا کنید:

یک آدم یک دنده و یک احساس وظیفه

یکی از بزرگترین عوامل اتلاف وقت در زندگی،انتخاب شغلی است که مناسب شما نیست.

اکر قادر  نیستیم زمان را متوقف کنیم ،حداقل می توانبم نحوه استفاده از آن را کنترل کنیم.

ادای نماز اول وقت یکی از شیوه های مؤثر نظم بخشي به زمان و زندگي است.

هر كس براي وقت و زماني كه در اختيار دارد برنامه ريزي نكند.

ديگران به نفع خود و براي خود وقت و زمان او را برنامه ريزي مي كنند!         

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 0:11 | لینک ثابت |

امسال تدریس ریاضی سه کلاس اول راهنمایی را به عهده دارم

یک از دانش آموزان در حال پاسخ دادن به آخرین تمرین های کتاب اول راهنمایی بود

 سئوال این بود:"یک مثلث دلخواه رسم کنید و یا یکی از ارتفاع های آن را رسم کنید"

دانش آموز گونیا را برداشت ، تا مثلث را رسم کند.

ناگهان پرسید:می توانم همین گونیا را بکشم؟با اینکه حالت خاصی از مثلث ها رسم می شد،

 گفتم: باشه .کنجکاو بودم که مثلث را چگونه خواهد گرفت و ارتفاع کدام ضلع را خواهد کشید؟

دانش آموز مثلث را رسم کرد "به نحوی که وتر مثلث قائم الزاویه افقی بود و ارتفاع وارد بر وتر را

 با استفاده از پرگار رسم کرد.

به کلاس دیگر رفتم و دانش آموزی که همین سئوال را پاسخ می داد دقیقا همین کار را کرد و ترجیح

 داد با رسم اضلاع محیط گونیا، مثلث را رسم کند و ارتفاع وارد بر وتر را کشید.

و در کلاس دیگر نیز عینا همین اتفاق افتاد.

تصور می کنم، این رفتار یکسان

"انتخاب گونیا برای رسم مثلث دلخواه،نحوه گرفتن گونیا به نحوی که وتر مثلث افقی باشد، و راس

 زاویه قائمه بالاتر از وتر قرار می گیرد،و رسم ارتفاع وارد بر وتر"

 در سه کلاس متفاوت و برای پرسشی که می بایست مثلث دلخواهی را می کشیدند پیامی دارد.

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 3:24 | لینک ثابت |

سال روز شهادت عالم فرزانه استاد  مطهري را گرامي مي داريم و هفته گرامیداشت مقام معلم را به همه معلمان و زحمت کشان عرصه  علم و دانش و فرهنگ  و عاشقان حقیقی  اعتلای ایران و ایرانی تبریک و تهنیت عرض میکنم 

با ترن مي آمدم، يكي از رؤساي درويش ها در واگن بود و همه واگن را در انحصار آن ها، قرار داده بودند.

پسر همان رئيس درويش ها دوست من بود. با من حرف مي زد و مي گفت:كه آقا مي گويند:

بيا و سر سفره فقر بنشين. گفتم :"اگر يك لقمه از آن غذاي فقر به مزاج من برود با زور جراحي بايد بيرونش كرد!نخواستيم آقا ! من همان مادي هستم يك ساندويچ برايم بس است!"من از پشت شيشه مي ديدم كه سفره هاي فقر چگونه است!

 آری بوي اين قماش سفره هاي فقر را كه براي خودش به صورت يك مد در مي آيد،دارد می آِید.و آنقدر رواج می یابد که: كار به يك نفاق و رياي تازه و يك دوگانگي شخصيت تازه و يك "ابوذر نمودن و عبدالرحماني بودن"كشيده مي شود.

اینها گزیده ای کوتاه از نوشته ها و گفته های مرحوم دکتر علی شریعتی است که از صفحات ۶۱ و ۶۲ مجموعه آثار ۱۰ تحت عنوان"جهت گیری طبقاتی اسلام"آورده شد که گویا سخن امروز است و نه قریب ۴۰ سال قبل. و هنوز  تازه هست و مورد نیاز.

ایشان در این مبحث با وصفی، وصف ناپذیر. به تشریح دیدگاه ممتاز اسلام نسبت به مباحث اقتصادی می پردازد و تحریفاتی که موجب عقب ماندگی اقتصادی جوامع اسلامی شده است را شناسایی و معرفی می نماید.

و می گوید:نباید يك زير بناي سرمايه داري و استثماري و يك روبناي اخلاقي [برمبناي]عدالت و تقوي درست كرد.بايد روبناي اخلاقي را در زير بناي اقتصادي بياوريم.

فقر اقتصادي فقر سياسي بوجود مي آورد و بعد استعمار و وابستگي اقتصادي ايجاد مي كند.امروز كدام جامعه در دنيا هست كه از لحاظ اقتصادي در سطح پاييني باشد ولي وابسته نباشد؟مگر مي شود؟

از لحاظ سياسي خود را مستقل مي كند، ولي، وقتي وارد توليد مي شود، براي يك سر سوزن محتاج سرمايه دار است و اگر سرمايه دار ندهد، لنگ مي ماند و وقتي هم كه مي دهد "ديركتيو"هاي سياسي استعماريش را تحميل مي كنند.

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 1:36 | لینک ثابت |

در كتاب رياضي سوم راهنمايي براي محاسبه جذر يك عدد ،روشي مطرح شده كه: برخلاف  روش مطرح شده در پايه دوم راهنمايي كه علي رغم تقريبي بودن با دليل و برهان عنوان مي شود ،حتي در راهنماي تدريس پايه سوم هم دليلي براي روش گفته شده بيان نمي شود و اين در حالي است كه در پايه سوم روش دقيقي را براي محاسبه جذر اعداد اعمال مي كنبم.

در اين قسمت سعي مي شود با دقت در روش جذر گرفتن پايه سوم راهنمايي دليل آن را بيابيم و حتي با همان ديدگاه،  محاسبه ريشه هاي سوم ،چهارم و . . . نيز امكان پذير باشد.

چنانچه امکان استفاده از فایل " pdf " را داريد براي مشاهده بهتر و ذخيره مطلب

 اینجا

 كليك كنيد.

براي آغاز بحث جذر، عدد 2231 را با تقريب كم تر از "يك" بدست مي آوريم.

الف) از سمت راست دو رقم دو رقم جدا مي كنيم.

به اين ترتيب عدد 2231 در دو جزء  ديده مي شود و همين جا مي توانيم تشخيص دهيم كه جواب جذر 2231 دو رقمي است.

بنابراين وقتي جذر تقريبي 22 را  4 در نظر مي گيريم در واقع جذر تقريبي 2200 را  با تقريب كم تر از 10 و به روش قطع كردن 40 حدس زده ايم.

بنابراين :

                                             

ب) در مرحله بعد جواب بدست آمده"4" را در 2 ضرب مي كنيم"8" و بزرگترين عددي كه مي توانست در قرار بگيرد تا  حاصل   × 8  بيش تر از 631 نباشد را پيدا مي كرديم.

بنابراين معادل همين كار را در سمت چپ انجام دهيم.

يعني در واقع ما عدد 40 را دو برابر مي كنيم و بزرگترين عددي كه مي تواند به عدد80 اضافه شود تا حاصل  ×( +80 )  بيش تر از 631 نباشد را پيدا مي كنيم

         

                                  

و سرانجام با صرف نظر از رقم يكان عدد 631 و تقسيم آن بر 8 عدد داخل  را حدس مي زديم. لذا: درواقع جزء صحيح تقسيم 631 بر 80 را به عنوان رقم يكان پاسخ جذرمان پيشنهاد مي كنيم.

در نتيجه داريم:

                      

 بنابراين پاسخ جذر  با تقريب كم تر از :يك"   47=7+40 مي باشد.

اما بياييد دقت كنيم با عدد مورد نظرمان "2231" چه كرديم؟

اولا: 1600 يا 402 را از 2231 كم كرديم .

ثانيا: 7×(7+80) يا 7×(7+40×2) را نيز از 2231 كم كرديم

به عبارتي ديگر ما در مجموع  7×(7+40×2)+402      يا

                                                              72+(7×40)2+402         

را از 2231 كم كرده ايم ومجموع 40و 7 جواب جذر و عدد 22 هم باقي ماند

از طرفي  72+(7×40)2+402بسط 2(7+40) مي باشد

به عبارت ديگر در جذر گرفتن: بسط دوجمله ایa+b)2=a2+2ab+b)   به صورت                          a2+(2a+b)b مورد استفاده قرار مي گيرد.

بنابر آنچه گذشت: روش مطرح شده در رياضي سوم راهنمايي براي محاسبه يك جذر جلوه اي خيره كننده از انسجام و اختصار مربع هاي دو جمله اي نهفته است.  

براي مثال وقتي جواب يك جذر 141 مي باشد،در فرايند جذر مربع 141 اينگونه از عددي كه جذز گرفته مي شود كم مي شود:

2[1+(40+100)]=1412

12+1(140)2+2(40+100)=

12+1(140)2+402+40(100)2+1002=

1(1+280)+40(40+200)+1002=

درنتيجه:                1(1+280)+40(40+200)+1002=1412

يعني: در محاسبه  جذر عددي كه پاسخ جذر آن 141 مي باشد ابتدا، حاصل 1002 سپش حاصل 40(40+200) و بعد حاصل 1(1+280) از آن كم مي شود و باقيمانده به جا مي ماند

حال مي خواهيم با استفاده از رابطه   a+b)2=a2+(2a+b)b ) ريشه دوم عدد 20000 را با تقريب كم تر از يك بدست آوريم

وقتي از سمت راست دو رقم دو رقم جدا مي كنيم عدد 20000 در سه جزء ديده مي شود پس حاصل جذر سه رقمي است و اولين عدد جواب در ارزش مكاني صدگان مي نشيند.

100 را دو برابر مي كنيم         200=(100)2=2a

و سعي مي كنيم مقدار b را در  2a+b)b)  حدس  بزنيم.

 

البته: به اين نكته دقت مي كنيم كه عدد درون با ارزش مكاني دهگان ظاهر خواهد شد.

بنابراين: تا اينجا جواب 140 را بدست آورده ايم و باز همين طور ادامه مي دهيم

280=(140)2=2a

و بار ديگر مي خواهيم مقدار b را در  2a+b)b)  پيدا كنيم.

عددي بعدي با ارزش يكان ظاهر خواهد شد پس داريم:

بنابراين جواب جذر 141 و باقيمانده 119 است.

............................تعميم...........................

براي ريشه سوم و ريشه چهارم و . . . نيز مي توان چنين فرايندي را طي كرد

a+b)3 = a3+3a2b+3ab2+b=  a3+(3a2+3ab+b2)b)

a+b)4 = a4+4a3b+6a2b2+3ab3+b4 = a4+(4a3+6a2b+3ab2+b3)b)

و . . .

مثال:ريشه سوم عدد 187643 را تا يك رقم اعشار  بدست مي آوريم.

رابطه مد نظر ما:   a3+(3a2+3ab+b2)b

چون مي خواهيم جواب تا يك رقم اعشار بدست آيد بايد (1×3) سه رقم اعشار داشته باشيم و براي رشه سوم سه رقم سه رقم جدا مي كنيم.

پس جواب ما دورقمي و داراي يك رقم اعشار خواهد بود  "دهم/يكان ،  دهگان"

ريشه سوم 187 بيش تر از 5 و كم تر از 6 است. البته 5 در ارزش مكاني دهگان خواهد نشست پس:

حال با توجه به a3+(3a2+3ab+b2)b مقادير 3a2    و    3a را محاسبه مي كنيم .۵۰=a

و سعي داريم: مقدار b را در  3a2+3ab+b2)b)  با ارزش مكاني يكان پيدا كنيم لذا:

در اين مرحله حدس زدن عدد بعدي راحت به نظر نمي رسد و بايد گزينه هايي را امتحان كرد.

ابتدا عدد 5 را قرار مي دهيم داريم:

41375=5(52+5×150+7500)

كه 41375 از 62643 كم تر است پس با 8 امتحان مي كنيم

70112=8(82+8×150+7500)

و اين جواب از 62643 بيشتر است در نتيجه 8 مناسب نيست و عدد 7 را قرار مي دهيم.

60193=7(72+7×150+7500)

و 60193 از 62643 كم تر است لذا 7 عدد صحيح است.

بنابراين:

براي پيشروي در محاسبه بار ديگر مقادير 3a2    و    3a  را محاسبه مي كنيم

البته تا اينجا جواب 57 را بدست آورده ايم پس a را 57 در نظر مي گيريم.

و بايستي عدد جديد را با ارزش مكاني دهم حدس بزنيم

 

بنابراين ريشه سوم 187643 تا يك روش اعشار 2/57 مي باشد و باقيمانده نيز 752/493 مي باشد.

در ضمن با رسم شكل نيز مي توان براي نحوه محاسبه ريشه دوم و ريشه سوم اعداد به همين روش كه به كمك عبارات جبري بيان شد دست يافت.

 مناسب است به اين نكته نيز اشاره كنم كه:اگر جذر عددي مانند A را a محاسبه كرده باشیم.  " اگر  a  عددی اعشاری باشد از ممیز آن برای این بخش از امتحان جذر صرف نظر می شود" در این صورت باقيمانده اين جذر بايد كم تر از  2a+1   باشد زيرا:  

a+1)2=a2+2a+1 ) بنابراين:

  a+1)2-a2=2a+1)

و يا: در محاسبه ريشه سوم باقيمانده بايد از باقيمانده  a+1)3-a3 )  كم تر باشد

پس در محاسبه ريشه سوم باقيمانده : بايد از مجموع (سه برابر مربع جواب بدست آمده با سه برابر جواب بدست آمده و عدد  يك ) كم تر باشد 

UP

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 16:15 | لینک ثابت |

 تقویم ذهنی سال ۱۳۸۸

با تبريك آغاز سال جديد خورشيدي و با آرزوي سالي خوش براي شما ،مطلب زير را به مناسبت آغاز سال 1388 هجري شمسي پيشكش حضور سبزتان مي كنم.

در چند سال قبل يكي از بستگانمان كه از سربازي برگشته بود ، تقويمي را برداشت و يك ليست از عددها را  يادداشت كرد و از حاضرين تقاضا كرد كه بپرسند: يك تاريخ مورد نظر در آن سال چند شنبه است؟

 او تنها با نگاه كردن به آن ليست كه شامل فقط 12 عدد بود، به درستي پاسخ مي داد كه آن روز چند شنبه است.و گفت كه براي اين كار بايد بدانيم اولين شنبه هر ماه چندم آن ماه است و آن ليست را به همين جهت تهيه كرده بود

مثلا اگر اولين شنبه تيرماه 6/4/ باشد . بنابراين براي  23/4 "ابتدا اختلاف 23 و 6 را محاسبه مي كرد" (17=6-23) و چون باقيمانده تقسيم 17 بر هفت عدد 3 مي باشد، سه روز بعد از شنبه را براي پاسخ ارائه مي داد لذا 23/4 سه شنبه بود.

روش او برايم شنيدني و جذاب بود و همانجا گفتم كه من روش شما را به يك فرمول تبديل خواهم كرد. و به لطف خدا بررسی هایم نتیجه داد و حاصل آن در ارديبشت 86 در ماهنامه اطلاعات علمي و در پاييز 86 در فصلنامه رشد آموزش رياضي به چاپ رسيد.

حاصل آن كنكاش و بررسي ها كه در مبناي سال 88 باز نگري و تنظيم شده و يك رابطه خيلي ساده مي باشد، به طوري كه به راحتي به صورت ذهني قابل استفاده است را به همه علاقه مندان تقديم مي دارم.

بنابراين اگر مايليد با يك محاسبه بسيار ساده وذهني تعيين كنيدكه يك تاريخ مورد نظر سال 1388 چند شنبه است مطالعه اين قسمت را از دست ندهيد.

اين بحث را با ذكر يك سئوال آغازمي كنيم.

پرسش(1)- پنجم شهريور88       (5/ 6/88 )  چند شنبه است؟

نكته:  هر مورخه مفروض در يك سال شامل دو جزء مي باشد.

الف)- روز (رديف روز را با نماد d نمايش مي دهيم.بنابر اين در تاريخ مورد سئوال5=d)

ب)-ماه (رديف ماه را با نماد m نمايش ميدهيم.لذا در تاريخ فوق6=m )

راه حل:

اگرماه مورد نظرجزءهفت ماه اول سال باشديعني     عبارت جبری 3+۳m  و

اگرماه مورد نظرجزءپنج ماه آخر سال باشديعني      عبارت جبری 3+۲m  را به ا زاي m موردنظرمحاسبه مي كنيم وحاصل بدست آمده رابا d جمع مي كنيم.

سپس جواب حاصل رابرهفت تقسيم مي كنيم.باقيمانده اين تقسيم كه عددي صحيح وكمتر ازهفت مي باشدجواب خواهدبود.به طوري كه:

اگرباقيمانده صفر باشد           آن روز شنبه است.

اگرباقيمانده يك  باشد           آن روزيكشنبه است.

اگرباقيمانده دو  باشد           آن روزدوشنبه است.

اگرباقيمانده سه  باشد         آن روزسه شنبه است.

اگرباقيمانده چهارباشد       آن روزچهارشنبه است.

اگرباقيمانده پنج باشد          آن روزپنج شنبه است.

اگرباقيمانده شش  باشد           آن روز جمعه است.

( @ ) 

حال پرسش(1) راتكرارمي كنيم.

پنجم شهريور86     (5/ 6/86)   چند شنبه است؟

طبق توضيحات گفته شده  5=d و6=m خواهد بود واز آنجايي كه رديف ماه6=m مي باشدو7>m   (شهريورجزءهفت ماه اول سال است)ابتدا 3+۳m را به ازاي 6=m محاسيه مي كنيم.      21=3+(6)3

وحاصل رابا d يعني 5 جمع مي كنيم.     26=5+21       

باقيمانده تقسيم 26 بر هفت عدد پنج  مي باشد.           

بنابراين طبق شرح  ( @ )آن  روز پنجشنبه  است.

پرسش(2)- هفتم اسفندماه88      (7/12/88)   چند شنبه است؟

پاسخ: طبق توضيحات قبلي 7=d و  12 =m ونيز اسفندماه جزءپنج ماه آخر سال است 

لذاعبارت  3+۲m را به ازاي 12=m محاسبه مي كنيم.

27=3+(12)2

وجواب حاصل رابا 7=d  جمع مي كنيم.        34=7+27

وباقيمانده تقسيم 34 برهفت شش مي باشد  درنتيجه طبق شرح ( @ )آن روز جمعه   است.

 

                                               تعمیم

هر سال خورشيدي تقريبا 2422/365 روز است حدودا معادل 365 روز و 5 ساعت و 49 دقيقه است.

به عبارتي ديگر هر سال خورشيدي حدود 6 ساعت يا "يك چهارم روز"  بيشتر از 365 روز است

به همين جهت مي گوييم در هر چهار سال يك سال 1366 روزه اتفاق مي افتد كه به آن سال كبيسه مي گوييم مانند سالي كه گذشت"1387"  

اما واقعيت اين است كه هر سال خورشيدي تقريبا ده الي دوازده دقيقه اي از 365 روز و 6 ساعت كمتر است و همين نقصان موجب مي شود ، اين قاعده كه در هر چهار سال يك سال كبيسه داشته باشيم، گاهي نقض شود و در هر 28 الي 36 سال يك مرتبه سال كبيسه "1366 روزه"پس از پنج سال اتفاق بيفتد.

UP


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 1:38 | لینک ثابت |

امسال در كنار تدريس رياضي ، تدريس درس آموزش هنر را در يكي از كلاس هاي دوم راهنمايي بر عهده دارم.

 در جلسه خوشنويسي اخير يكي از دانش آموزان پرسيد. چرا در درس چهارم،  نقطه هاي كلمه "تكيه" در جاي اصلي خودش قرار داده نشده است و چرا فاصله خالي نقاط پايين خط زمينه با فاصله خالي نقاط بالاي خط زمينه برابر نيست؟

 و من در حدود اطلاعات خودم اينگونه پاسخ گفتم كه: اولا: از آنجايي كه " تكيه"در اول جمله قرار دارد اگر نقطه ها در مكان اصلي قرار داده مي شد مجموعه خط به سمت راست كشيده مي شد و اين تغيير مكان نقاط ، موجب انسجام و توازن خط مي گردد.  دوما: اين جابه جايي  تقارني ايجاد كرده كه به زيبايي خط كمك مي كند.  سوما:از خالي بودن فضاي زياد در ميان جمله جلوگيري شده است.

 ولي در مورد فاصله خالي نقاط پايين خط زمينه ، با فاصله خالي نقاط بالاي خط زمينه، پيشنهاد مي كنم اين فاصله ها را اندازه بگيريم.و با تقسیم مقدار بيشتر بر مقدار كمتر،  "نسبت ما بین آنها" را بدست آوريم.

همان طور كه توقع داشتم اين مقدار به نسبت طلايي ". . . . . 618034/1" خيلي نزردیک بود. و فرصت خوبي براي معرفي اين نسبت زيبا به وجود آمد. در ادامه با بررسي بيشتر حول اين موضوع و در ديگر نوشته هاي زيبا مشاهده شده كه:

 در يك خط  زيبا مي توان نسبت طلايي را بارها و بارها به آشكارا ديد.

نوشته شده توسط عليرضا حافظي نسب در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 19:20 | لینک ثابت |
 
offshore